سلام علیکم و رحمه ...![]()
(توجه : این پست سری قبل که میخواستم آپ کنم همش پاک شد و مجبور شدم دوباره از اول بنویسم واسه همین الان خیلی کفریم )
من دوباره اومدم و چقدر هم دیر اومدم ... واقعا شرمنده ی اخلاق ورزشی همتونم !
تقصیر من نیستا . این مهدی که رسما تعطیل کرده اینجا رو . منم که سرم این چند وقته شلوغ بود . به هر حال معذرت می خوام . باز دم شماها گرم که منو از یاد نمی برید و گهگاهی اینجا سر می زنید .![]()
چند تا مطلب پراکنده رو میگمو زحمتو کم می کنم ![]()
۱-بله . به سلامتی دانشگاه منم شروع شد و الان دو هفته اس مشغول پرسه زنی در خیابانهای این مکان مقدس می باشم !
قرار بود روز اول دانشگاه اینجا رو آپ کنم ولی دیدم ما روز اول دانشگاه نه کلاس داشتیم نه استاد
! واسه همین الان می نویسم
روز اول دانشگاه - زنگ اول : ریاضی داریم ... استاد غیبش زده ... نیم ساعت میگذرد ... استاد وارد می شود ... جوان به نظر میاید ... ما بلند می شویم ... کیفش را روی میز میگذارد ... روی تخته می نویسد به نام خدا ... کیفش را بر میدارد ... می رود ... از بیرون کلاس صدای خنده میاید ! نه ه ه ه ه!![]()
متوجه می شویم توسط تنی چند از دانشجویان سال بالایی شدیدا رفته ایم سر کار
! ما به ریش خودمان میخندیم ![]()
۲-چند روز پیش یکی از کلاغای دانشگاه ما ایمان
رو به درجه ی رفیع سرهنگی نائل نمود
این افتخار بزرگ رو به ایمان و تمامی دوستانش تبریک و تهنیت عرض میکنیم ![]()
۳-یه سری سوء تفاهمات درباره ی خندیدن من تو جلسه اول ریاضی به وجود اومده که جا داره اینجا اونا رو رفع کنم
! قبلنم گفتم که خندیدن من به خاطر پرسشهای مکرر اون دختر خانوم نبود . بلکه به خاطر قیافه ی استادمون بود ! شما یه انتگرال دو متری در نظر بگیر...میشه استادمون
حالا طرز حرف زدنشو هی از سکو افتادنشو قیافش به کنار ![]()
۴-دوست عزیزی دو جلسه قبل تو باشگاه وبلاگ نویسان تبریز به کنایه فرمودند که چرا به خاطر عاشورا آپ نمی کنید و آیا ارزش یلدا بازی بیشتر از عاشوراست ؟ خدمت ایشون باید بگم : دوست من ! من اگه در مورد عاشورا مطلب ندارمو وبلاگمو به خاطر حسین آپ نمی کنم به این خاطره که هنوز شعورم به اون حدی نرسیده که بتونم عظمت کار حسین رو بفهمم . ولی به شما قول میدم هر وقت به اون درجه ای رسیدم که چشمام به خاطر حسین تر شد و فلسفه ی عاشورا و تاسوعا رو فهمیدم حتما اینجا رو آپ کنم
۵-بدون شرح :
کربلا بود و آسمان نیلی ... خورد بر روی دختران سیلی
کم کم از یاد ما مصیبت رفت ... کربلا شد دو روز تعطیلی
زنده یاد حسین باقری
۶-یکی از داغترین بحثهایی که امروز کم و بیش همه جا می بینیمو می شنویم مسئله والنتاین و روز سپندارمزگانه
. این که ما باید کدومو جشن بگیریمو روز عشق بنامیم بله مشخصا چون سپندارمزگان ریشه در فرهنگ اصیل ما داره و قدمتشم از والنتاین به مراتب بیشتره بهتره
. ولی به نظر من نباید برای ابراز محبت و علاقه منتظر یه روز خاصی باشیم . یه عاشق برای دادن یه هدیه یا یه شاخه گل و یا حتی یه حرف قشنگ منتظر تقویم نمیشینه ... ![]()
۷-در رابطه با موضوع بالا یادآور میشم که بچه های تبریز تصمیم گرفتن برای بزرگداشت روز سپندرمزگان یکشنبه ۲۹ بهمن ساعت ۱۲ ظهر سر مزار شهریار واقع در مقبره الشعرا جمع بشن و یه جشن کوچیک بگیرن
. هر کس مایل باشه میتونه تو این جشن شرکت کنه . در ضمن این گردهمایی هیچ ربطی به باشگاه وبلاگ نویسان تبریز نداره![]()
۸-مسئله ی فیلترینگ دارالعشگ هم بعد از چند روز دویدنو مجادله ! خوشبختانه حل شد . از تمامی شرکت های طرف مقابل هم بابت همکاریشون متشکرم
. البته مشکل ما با شرکت آیزا تقریبا به حالت خودش باقیه . همین مسئله باعث شده تا بعضیا از شرکت آیزا نت با من تماس بگیرن و به تناول کردن بستنی بیفتن ! برای اطلاعات بیشتر میتونید به آمهده یا فرزین مراجعه کنید و ریز مکالمات رو بخونید ![]()
۹- آقا من نه اصلاح طلبم نه اصولگرا ! شاید یه نوع اصول طلبم
از طرفیم قرارم شده به خاطر همین بحث فیلترینگ دیگه سیاسی ننویسم . ولی عکس زیر به نظرم خیلی جالب اومد . دیگه شرح و تفسیرش با شما ! ![]()

۱۰-تمام شد . مثل همیشه نظرات قشنگ شما باعث دلگرمی منه ![]()
![]()
